گفت‌وگوی «قاب‌كوچك» با هنرمندان برنامه‌های طنز رادیویی پیرامون ضرورت ترویج امید اجتماعی روی موج خنده

در عصر تصویر و سرعت، جایی كه چشم‌ها مدام درگیر صفحه‌ها هستند، هنوز صدایی هست كه بی‌تصویر می‌خنداند، نقد می‌كند و خیال می‌سازد. طنز رادیویی، هنری ا‌ست كه با ابزار محدود، جهانی بی‌مرز خلق می‌كند؛ جهانی كه در آن بازیگر با صدا نقاشی می‌كشد، نویسنده با كلمات تیپ می‌سازد و مخاطب با گوش، تصویر می‌بیند.

1404/07/27
|
08:41

به گزارش روابط عمومی معاونت صدا ، رادیو‌ این رسانه‌‌ گرم و جمعی، بستری ا‌ست برای بیان دغدغه‌های اجتماعی به زبان طنز؛ زبانی كه هم سرگرم می‌كند و هم آگاه. در دل این مدیوم شنیداری، هنرمندانی هستند كه با تجربه، خلاقیت و عشق، شخصیت‌هایی ماندگار خلق كرده‌اند؛ تیپ‌هایی كه از دل جامعه آمده‌اند و در ذهن مخاطب جا خوش كرده‌اند.
در ادامه با پنج چهره‌ برجسته طنز رادیویی همراه می‌شویم؛ از تهیه‌كننده و نویسنده گرفته تا بازیگر و صداپیشه. هر كدام آنها‌ از رازهای پشت‌ صحنه‌ طنز رادیویی می‌گویند؛ از چالش‌ها، شیرینی‌ها‌ و لحظه‌هایی كه فقط در رادیو ممكن است.

طنز رادیویی؛ رسانه‌ای گرم برای نقد اجتماعی با صدای مردم
‌در روزگاری كه رسانه‌ها با تصویر و سرعت مخاطب را احاطه كرده‌اند، رادیو همچنان با صدای گرم و خیال‌برانگیزش، جایگاه ویژه‌ای در دل شنونده‌ها دارد. ساجد قدوسیان، تهیه‌كننده، سردبیر و كارگردان باسابقه‌ رادیو‌ در گفت‌وگو با قاب كوچك از رازهای ماندگاری طنز در این مدیوم شنیداری گفت. از تیپ‌هایی كه از دل جامعه زاده شده‌اند تا شخصیت‌هایی كه با صدای مردم جان گرفته‌اند. او معتقد است طنز در رادیو نه‌تنها ابزاری برای سرگرمی،‌ بلكه زبانی برای نقد اجتماعی و گفت‌وگو با مخاطب است؛ بی‌واسطه، بی‌پرده‌ و بی‌تصویر. او با نگاهی عمیق به ماهیت رسانه‌‌ رادیو، از ویژگی‌های منحصربه‌فرد آن در ارتباط‌گیری با مخاطب گفت و تأكید كرد.
قدوسیان در پاسخ به ضرورت تولید طنز گفت: طنز فقط برای خنداندن نیست؛ زبان نقد است. با شوخی و خنده می‌توان نقاط ضعف را به مخاطب منتقل كرد. این زبان از دیرباز برای بیان مسائل اجتماعی استفاده شده. چون مستقیم گفتن‌شان گاهی باعث كدورت می‌شود. رادیو به‌عنوان رسانه‌ای گرم، قدیمی و جمعی، بستری عالی برای این نوع بیان است؛ هم در سطح كلان مدیریتی و هم در امور اجتماعی روزمره.
او افزود: طنز موفق آن است كه از دل جامعه بیرون بیاید. وقتی مخاطب می‌شنود، خودش را در آن موقعیت می‌بیند. این یعنی نقش‌آفرینی اجتماعی واقعی. اگر سوژه عمومی باشد و مردم درباره‌اش اتفاق نظر داشته باشند، طنز تأثیرگذارتر خواهد بود.
قدوسیان فرآیند شكل‌گیری تیپ‌های نمایشی را یك چرخه‌‌ چهارگانه شامل جامعه، بازیگر، نویسنده و تیم تولید‌ دانست و ادامه داد: نمی‌توان مسیر ثابتی برای همه تیپ‌ها در نظر گرفت. ما از جامعه شخصیت استخراج می‌كنیم، با توانایی بازیگران تطبیق می‌دهیم. نویسنده نقش را می‌نویسد و تیم تولید آن را اجرا می‌كند. گاهی هم تیپ‌هایی به‌صورت بداهه شكل می‌گیرند و اگر مورد اقبال مخاطب قرار گیرند، پررنگ‌تر می‌شوند.
او با تأكید بر این‌كه هیچ تیپی در برنامه‌هایش بدون توجه به شخصیت‌های واقعی جامعه شكل نگرفته است، گفت: خیلی وقت‌ها مردم از طریق راه‌های ارتباطی برنامه، مشكلات‌شان را مطرح كرده‌اند. ما تیپ‌هایی ساختیم كه نزدیك به خواسته‌های آنها بوده و همین باعث شده برنامه‌ها برای‌شان دوست‌داشتنی باشد.
قدوسیان به نمونه‌ای از این تجربه اشاره كرد و افزود: در یكی از برنامه‌ها، یك تیپ مكمل توسط پاسور اجرا شد كه ناخودآگاه مورد استقبال مخاطب قرار گرفت. ما به آن تیپ پر و بال‌ و جهت اجتماعی دادیم و در نهایت تبدیل به شخصیتی محبوب شد. این یعنی مردم به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در شكل‌گیری تیپ‌ها دخیل هستند. قدوسیان با تأكید بر تفاوت‌های رادیو و تلویزیون گفت: مدیوم رادیو و تلویزیون كاملا متفاوتند. در رادیو تنها ابزار ارتباطی گوش است. ما اصطلاحی با این عنوان داریم: آدمی فربه شود از راه گوش. رادیو رسانه‌‌ تخیل‌برانگیز است. مخاطب فقط می‌شنود و در ذهنش تصویر می‌سازد. در تلویزیون همه چیز عینی است و فضای ذهنی كمتری باقی می‌گذارد.
این تهیه‌كننده، سردبیر و كارگردان باسابقه‌‌ رادیو‌ ادامه داد: در رادیو می‌توان یك فضا را ترسیم كرد كه هر مخاطب برداشت خودش را داشته باشد. این یكی از جذابیت‌های كار رادیویی است. در تصویر، همه یك چیز را می‌بینند اما در رادیو، هركس چیزی را می‌شنود و در ذهنش می‌سازد.
در بخش انتخاب بازیگر، قدوسیان از نگاه كارگردانی به موضوع پرداخت و گفت: در رادیو، رنگ‌آمیزی صدای بازیگران باید متفاوت باشد. چون مخاطب فقط از راه شنیدن با ما در ارتباط است، صداها نباید شبیه هم باشند. این تنوع هم در طراحی تیپ‌ها كمك می‌كند، هم مخاطب دچار سردرگمی نمی‌شود.
او با تأكید بر این‌كه انتخاب بازیگر علاوه بر توانمندی حرفه‌ای، نیازمند اخلاق كاری و هماهنگی با فضای رادیویی است، افزود: در انتخاب بازیگر، هم مسائل حرفه‌ای مهم است و هم اخلاق كاری اما از نگاه كارگردانی، تنوع صداها و هماهنگی با تیپ‌ها اولویت دارد.
قدوسیان محدودیت‌های رادیو را نه ضعف بلكه ویژگی دانست و تأكید كرد: این‌كه فقط از ابزار شنیداری استفاده می‌كنیم، یك امكان است نه محدودیت. مثل این است كه در دریا شنا می‌كنیم، نه می‌دویم. باید زمین بازی را بشناسیم. كمدی موقعیت در رادیو بسیار ارزشمند بوده و فضاسازی ذهنی یكی از ابزارهای بكر این رسانه است.
او با تأكید بر این‌كه تصویری شدن طنزهای رادیویی ممكن است از جذابیت آنها بكاهد، گفت: طنز رادیویی از ابزارهای شنیداری برای خنداندن استفاده می‌كند اما ممكن است همان طنز در تلویزیون آن‌قدر جذاب نباشد. این تفاوت باید در طراحی مدیوم‌ها لحاظ شود.
قدوسیان در پایان به اهمیت متن در شكل‌گیری تیپ‌ها اشاره و اظهار كرد: اگر تیپ در متن شكل نگیرد، در اجرا هم موفق نخواهد بود. گاهی تیپ‌ها در اجرا نمی‌گیرند حتی اگر در طراحی خوب باشند. گاهی هم تیپ‌های مكمل از دل اجرا و بداهه‌پردازی شكل می‌گیرند و در صورت موفقیت، جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌كنند.

تیپ‌سازی در رادیو یعنی نقاشی با صدا
در دنیای نمایش‌های صوتی؛ جایی كه تصویر با تخیل ساخته می‌شود و شخصیت‌ها با صدا جان می‌گیرند، عباس محبی یكی از چهره‌های ماندگار و خلاق رادیو و تلویزیون است. او در گفت‌وگویی گرم و پرنكته با قاب كوچك، از رازهای تیپ‌سازی، تفاوت‌های بازیگری در رسانه‌های مختلف و الهام از زندگی روزمره برای خلق لحظات طنز سخن گفت؛ گفت‌وگویی كه هم خاطره‌انگیز بود و هم آموزنده.
عباس محبی در ابتدای گفت‌وگو با اشاره به تفاوت‌های بنیادین میان بازیگری در رادیو و تلویزیون گفت: در تلویزیون همه چیز عیان است؛ نور، گریم، میزانسن و تیم اجرایی بزرگ اما در رادیو‌ همه اینها باید با صدا منتقل شود. تخیل شنونده، همان دكوپاژ و سوئیچینگ رادیویی است. او با تأكید بر نقش تخیل مخاطب در رادیو افزود: وقتی نقش یك كاپیتان كشتی را بازی می‌كنم، شنونده باید با ذهن خود طوفان، كشتی و مسافران را تصویر كند. این هنر رادیوست. محبی در ادامه به اهمیت اجتماع در خلق تیپ‌های طنز اشاره و بیان كرد: ما در میان مردم زندگی می‌كنیم. از همسایه و میوه‌فروش گرفته تا وانت‌بارهایی كه در كوچه داد می‌زنند، همه الهام‌بخشند. باید با نگاه هنری، رفتارها و لهجه‌ها را تحلیل كرد. او با ذكر تفاوت میان تصویرگر رئال و كاریكاتوریست‌ گفت: در طنز هم مثل كاریكاتور باید ویژگی‌ها را برجسته كرد. مثلا تیپ‌هایی با صدای گلویی، دماغی، یا لرزان می‌توانند شخصیت‌هایی خاص خلق كنند.
محبی در پایان ضمن تشكر از روزنامه جام‌جم اظهار كرد: در این روزگار سخت چاپ و گرانی كاغذ، انتشار یك روزنامه كار بزرگی ا‌ست. امیدوارم مردم از آن استقبال كنند و شما هم بدرخشید.

در رادیو فقط با صدا باید بازی كنی؛ چالشی شیرین و ماندگار
طنز رادیویی هنری‌ است كه با تصویرسازی ذهنی شنونده جان می‌گیرد؛ جایی كه بازیگر باید با صدا بخنداند، گریه بیندازد و باورپذیر باشد. مینا نوروزی، بازیگر خوش‌ذوق این عرصه از عشق خانوادگی به رادیو، چالش‌های بازیگری بدون تصویر و لذت خلق شخصیت‌هایی تأثیرگذار برای مخاطب سخن گفت و اظهار داشت: بابای خدا بیامرزم عاشق رادیو بود. وقت زیادی برای تلویزیون نداشت اما همیشه رادیو روشن بود؛ خبر، موسیقی، نمایش و... . اوعاشق برنامه‌ «صبح جمعه باشما» بود. من هم عاشق بازیگری بودم و هدفم رسیدن به آرزویم بود. اورادیو را چالشی شیرین درمسیر بازیگری دانست وافزود:چاش واقعی برای من رادیو بود؛ این‌كه فقط باصدا بتوانی بازی كنی و شنونده باورت كند،با تو بگرید، بخندد و بگوید اوه چه بازیگر خوبی!
نوروزی تأكید كرد: باور به تیپ و شناخت شخصیت، انتقال حس را برای شنونده آسان‌تر می‌كند. وقتی تیپی را كه بازی می‌كنیم باور داشته باشیم، قطعا حس راحت‌تر منتقل می‌شود.
او درباره‌‌ فرآیند خلق شخصیت این‌طور گفت: همه‌‌ بازیگران، چه در تلویزیون، چه سینما و چه رادیو برای ساختن كاراكتر دنبال الگو می‌گردند و از اطراف و اكناف، خانواده، شهر و... اتود می‌زنند، تمرین و تحلیل می‌كنند و با كمك كارگردان متخصص به نتیجه می‌رسند.
نوروزی با تأكید بر دوری از لودگی در طنز افزود: من اهل لودگی نیستم و نمی‌پسندم. آزادی عمل تا جایی خوب است كه شخصیت را جذاب‌تر كند، نه این‌كه به ناهنجاری اجتماعی تبدیل شود. طنز موقعیت هم زیباست و هم تأثیرگذار. قرار نیست برای خنداندن زیادی دست ‌و پا بزنیم. متن و بازی درست، نتیجه‌‌ خوب می‌دهد.
او در پایان از تجربه‌های شیرین خود گفت: خوشبختانه خوش‌شانس بودم. خیلی پیش آمده كه شنونده‌ها در مكان‌های عمومی اظهار لطف داشتند. با این‌كه رادیو از نظر مالی قابل دفاع نیست اما همین محبت‌ها باعث شده مصمم‌تر ادامه بدهم.

در رادیو با صدا نقاشی می‌كشم پیرمرد شنگول هنوز هم مخاطب دارد
‌طنز رادیویی هنری ا‌ست كه با چشم بسته و گوش باز خلق می‌شود؛ جایی كه صدا جای تصویر را می‌گیرد و بازیگر باید با لحن و لهجه، شخصیت را در ذهن شنونده نقاشی كند.
داوود منفرد، بازیگر باسابقه‌‌ این عرصه سال‌هاست با تیپ‌های شیرین و مردمی‌اش در برنامه‌هایی چون «صبح جمعه با شما» و «سلام تهران» لبخند را مهمان گوش مخاطبان كرده.
او معتقد است رادیو همچون خانه‌ای تاریك است كه فقط با چراغ صدا روشن می‌شود. منفرد در این‌باره به جام‌جم گفت: در تلویزیون حتی اخم هم دیده می‌شود اما در رادیو باید اخمت را با نفس و لحن بسازی. چشم تماشاچی بسته‌ است ولی گوشش باز. برای همین هر چه می‌گویی باید از دل بیاید تا به دل بنشیند.
او در مورد الهام‌بخشی برای خلق تیپ‌های مردانه‌‌ طنز افزود: مردم خودشان معدن طنز هستند. فقط باید بلد باشید آن رگه‌ شیرین‌شان را پیدا كنید. تیپی كه ساختم، یك گوشه‌ای از رفتارهای سالمندان در اتوبوس، مترو، پارك و... بود.
‌منفرد تأكید كرد: شخصیت‌هایی كه بازی می‌كنم صرفا بازتابی از تیپ‌های رایج نیستند. من با تلاش خودم سعی كردم یك پیرمرد ساده‌لوح بذله‌گو بسازم.
بازیگر خوش‌ذوق رادیو و تلویزیون با اشاره به اهمیت صدا در رادیو گفت: صدا در رادیو مثل صورت بازیگر در تلویزیون است. من با صدایم شكل و صورت آدم‌ها را می‌سازم. یك لهجه‌‌ ریز، یك كش‌وقوس در لحن و یك مكث به‌موقع باعث می‌شود شنونده تصویر را خودش بسازد.
او در پایان از محبوب‌ترین تیپ‌هایش یاد كرد و گفت: به‌گمانم آن دایی چپولی كه در برنامه‌ «سلام تهران» سر و كله‌‌اش پیدا شد بیشترین مخاطب را داشت. بعدها در رادیو، پیرمرد ساده‌لوحی به اسم شنگول در برنامه‌‌ «صبح جمعه با شما» برای خودم جذابیت زیادی داشت. هرگز این تیپ را لوث نمی‌كنم و در تلاشم با حفظ آن همیشه مخاطب داشته باشم حتی اگر كمرنگ شوم.

طنز رادیویی، جدی‌ترین بازی بی‌تصویر است
در دنیای بی‌تصویر رادیو؛ جایی كه تنها صداست كه می‌ماند، صداپیشگان نقشی فراتر از بازیگر دارند. آنها خالقان جهانی هستند كه در ذهن شنونده شكل می‌گیرد.
فرانك رفیعی‌طاری، ازچهره‌های باسابقه این عرصه، با نگاهی عمیق به هنر صداپیشگی، از تجربه‌هایش در خلق شخصیت‌های طنز و جدی می‌گوید؛ شخصیت‌هایی كه گاه از دل واقعیت می‌آیند و گاه درون او متولد می‌شوند. او معتقد است طنز رادیویی، با وجود خنده‌دار بودن، مسئولیتی جدی و سنگین بر دوش هنرمند می‌گذارد. این گفت‌وگو سفری است به دنیای صدا، تخیل و تعهد هنری. این صداپیشه و بازیگر باسابقه رادیو در گفت‌وگو با قاب كوچك از تجربه‌هایش در اجرای نقش‌های طنز و جدی در دنیای بی‌تصویر رادیو گفت؛ دنیایی كه همه چیز در ذهن ساخته می‌شود و تنها صداست كه می‌ماند. او معتقد است طنز رادیویی اگرچه خنده‌دار است اما به‌شدت جدی و مسئولیت‌‌آور است.
رفیعی‌طاری با اشاره به این‌كه بازی در رادیو به‌دلیل بی‌تصویری بسیار خاص است، گفت: هر آنچه رخ می‌دهد در دنیای ذهن و درون ساخته می‌شود و برای اثرگذاری باید از دل وام گرفت تا بر دل مخاطب بنشیند. او در ادامه به اهمیت صدای بازیگر در رادیو اشاره و بیان كرد: جمله‌‌ معروف تنها صداست كه می‌ماند، مسئولیت بزرگی بر دوش ما صداپیشه‌ها می‌گذارد. چه كار طنز باشد، چه جدی، از روز اول ورودم به این حرفه تا به امروز و ان‌شاءالله برای همیشه تلاش كرده‌ام از عهده این مسئولیت به‌خوبی برآیم. رفیعی‌طاری درباره خلق شخصیت‌های طنز در رادیو اظهار كرد: بسیاری از نقش‌هایی كه اجرا می‌كنم، چه كودك، چه جوان و چه پیر، برگرفته از دنیای واقعی‌اند. برخی هم درونم شكل می‌گیرند، به واقعیت می‌رسند و من را هدایت می‌كنند. گاهی شخصیت‌هایی كه در ذهنم ساخته می‌شوند، آن‌قدر واقعی می‌شوند كه انگارخودشان راه‌شان راپیداكرده‌اند.او افزود: در طول سال‌های فعالیتم، بارها ساختن و پرداختن یك شخصیت را به‌عهده داشته‌ام. این خلق همچون تولد یك موجود زنده است. مثل فرزندی كه متولد می‌شود،راه خودش را پیدا می‌كندوكامل می‌شود.این لحظه‌ها برای من شیرین‌ترین بخش كار هستند.
رفیعی‌طاری در پایان با اشاره به خاطرات كاری خود گفت: زمان زیادی از برخی وقایع گذشته و شاید نتوانم همه را تعریف كنم اما پاسخ همه‌‌ آنها مثبت است. هر نقشی كه اجرا كرده‌ام، بخشی از وجود من است و در ذهن مخاطب ماندگار شده.

دسترسی سریع