محمدرضا قلمبر با بیان اینكه رادیو رسانهای است كه بیش از هر چیز به تجربه زیسته برنامهسازان و گویندگانش تكیه دارد، گفت: صدا زمانی اثرگذار میشود كه از دل زندگی واقعی بیرون بیاید و رادیو ظرفیت آن را دارد كه احساس، تجربه و دغدغههای انسانی را بیواسطه به مخاطب منتقل كند.
«محمدرضا قلمبر»، بازیگر و گوینده اداره كل هنرهای نمایشی رادیو و رادیو نمایش درباره نقش و جایگاه رادیو نمایش گفت: رادیو نمایش برای من فقط یك محل كار نیست، بلكه فضایی است كه در آن صدا، تخیل و زندگی واقعی به هم میرسند. در این قالب، گوینده و بازیگر نمیتواند صرفاً نقش اجرا كند؛ باید زندگی را بفهمد و آن را به صدا تبدیل كند. به همین دلیل همیشه سعی كردهام تجربههای شخصی و نگاه انسانیام را در كار رادیویی لحاظ كنم.
وی افزود: رادیو رسانه صمیمیت است. تصویر ندارد و همین باعث میشود مخاطب با صدا رابطهای نزدیكتر برقرار كند. شنونده خیلی زود تشخیص میدهد كه گوینده از دل حرف میزند یا صرفاً متن میخواند. اگر صدا حامل تجربه واقعی نباشد، تأثیرش كم میشود.
این بازیگر و گوینده درباره اینكه این تجربه زیسته چقدر در شكلگیری محتوای برنامهها نقش دارد؟ تصریح كرد: تجربههای روزمره، بهویژه تجربههای خانوادگی، به برنامه جان میدهند. خیلی وقتها یك اتفاق ساده میتواند مسیر روایت را عوض كند و شنونده را با برنامه همراهتر كند. رادیو به این جزئیات زنده است.
قلمبر با بیان اینكه در آستانه روز پدر هستیم و پدر بودن برای او یك نقش نیست، گفت: پدر بودن سوژه نیست؛ تجربهای است كه وارد صدا میشود. من پدر دختری هستم كه كلاس هشتم است و طبیعتاً دغدغههای او، تفاوت نسل امروز با نسل ما و پیچیدگیهای آموزش بچهها ذهنم را درگیر میكند. این دغدغهها ناخواسته به محتوای برنامهها راه پیدا میكند.
وی افزود: سعی میكنم به پدر و مادرها یادآوری كنم كه نسل امروز شرایط متفاوتی دارد و نیاز به صبوری بیشتری دارد. آموزش، ارتباط و حتی گفتوگو با بچهها پیچیدهتر شده و ما باید این تفاوتها را بپذیریم.
این گوینده درباره اینكه كار رسانهای پرحجم چه تأثیری بر رابطه شما با فرزندتان داشته است؟ گفت: طبیعتاً كار رسانهای گاهی آدم را از خانواده دور میكند. پیش آمده كه به خاطر حجم كار، كمتر كنار دخترم باشم، اما همیشه تلاش كردهام این فاصله را جبران كنم. بعضی وقتها وسط كار دویدهام و فقط برای چند دقیقه دخترم را جلوی مدرسه یا خانه غافلگیر كردهام.
قلمبر خاطرنشان كرد: همین لحظههای ساده است كه به برنامه حس میدهد. یك بار شب عید دخترم زنگ زد و تبریك گفت و همان لحظه در برنامه بازتاب پیدا كرد. یا روزی كه هوا آلوده بود، اسباببازی بخور سردش را داد تا به محل كارم ببرم. این اتفاقها شاید كوچك باشند، اما برای شنوندهای كه همذاتپنداری میكند، حس عشق و نزدیكی میسازند.
وی گفت: اگر زندگی وارد صدا نشود، رادیو تبدیل به رسانهای بیروح میشود. رادیو زمانی ماندگار است كه صدای زندگی در آن شنیده شود؛ چه در نقش یك گوینده، چه در تجربه پدر بودن.