مجری رادیو همبستگی تاریخی ایرانیان در لحظات سخت مشترك

فاطمه امجدیان مجری رادیو جوان در روزهای پر تب و تاب ایران از همبستگی و اتحاد بین مردم ایران سخن گفت.

1405/01/29
|
15:25

به گزارش روابط عمومی معاونت صدا، فاطمه امجدیان مجری رادیو جوان در پاسخ به این سوال كه این روزها چه چیزی باعث هبمستگی و اتحاد بیش از پیش مردم ایران شده گفت: به نظرم مهمترین علتی كه این روزها باعث همبستگی بیشتر مردم ایران شده «حافظه تاریخی مشترك در لحظات سخت» است ما ملتی هستیم كه قرن‌هاست كنار هم ایستاده‌ایم. اما این روزها، در میان تمام اخبار جنگ و فشارهای روزمره، چیزی كه آدم را سر پا نگه می‌دارد، تكیه كردن به شانه هموطن است. من پشت میكروفون وقتی خبری از یك روستای دورافتاده در سیستان می‌خوانم، غم فقدان كودكان میناب را روایت میكنم ؛ اشك یك مادر تركمن در گنبد را می‌بینم یا وقتی از سخاوت یك بچه آبادانی می‌گویم، این «روایت ایستادگی» دیگر فقط برای خاك نیست، برای اعتبار و بقای هویت جمعی است. درد مشترك و البته لبخند مشترك، سیمانی است كه این آجرها را كنار هم نگه داشته.
این مجری رادیو جوان با بیان این كه روایت‌گریِ دقیق كلید ماجرای وطن دوستی و بیشتر شدن عشق به ایران است، تشریح كرد:نسل جدید شنونده ای فعال و باهوش است. اگر در آموزش بگوییم «ایران قدرتمندترین است» و بعد او در خیابان اثری از آن قدرت در زندگی روزمره‌اش نبیند، واكنش معكوس می‌گیریم. به نظرم هنر اینجا نقش موثری پیدا می كند و جوان می تواند عظمت را در «جزئیات» پیدا كند. آموزش هم باید از «حفظ كردن نام استان‌ها» فاصله بگیرد و به «درك مزیت‌های همزیستی» برسد. ما باید یاد بگیریم كه نان بربری عشایر قشقایی، جان پناه مردم زلزله‌زده كرمانشاه می‌شود. این یعنی وطن.
امجدیان در مورد نقش رادیو در تحولات این روزهای كشور گفت: رادیو این روزها نقش موثر و متفاوت تر از همیشه را این روزها ایفا می كند.
اگر جنگ تحمیلی دهه شصت، جنگ «خاك و خون» بود، تقابل با آمریكا و رژیم صهیونیستی كه بیشتر شكل اقتصادی، سایبری و جنگ تركیبی دارد – جنگ «اعصاب و روان» است. اینجا دیگر رادیو فقط «راوی فتوحات مرزی» نیست؛ رادیو به قلعه امن روانی ملت تبدیل می‌شود. به عنوان گوینده این رسانه دوست داشتنی به خود می‌بالم كه مردم ایران عزیزمان در هر لحظه قدم در میدان برداشتند و ماهم راوی این قدوم ارزشمند بودیم.
وی افزود : وقتی چراغ قرمز «ON AIR» روشن می‌شود، من دیگر «فرد» نیستم و تبدیل به دهان 90 میلیون نفر می‌شوم. یعنی وقتی می‌خواهم اسم «خلیج فارس» را تلفظ كنم، موج صدایم باید آنقدر محكم باشد كه گویی از عمق تاریخ و از سینه صیادان قشم بیرون می‌آید. یعنی وقتی خبر درگذشت یك هنرمند یا قهرمان ورزشی را می‌دهم، باید آنقدر محزون باشم كه مخاطب توی بندرعباس یا توی سنندج، غم را در گلوی من ببیند، هرچند فقط صدایم را بشنود. ایران «پاره جان» است و این یعنی من حق ندارم نسبت به گوشه‌ای از این جغرافیای فرهنگی بی‌تفاوت باشم و اینروزها با حضور و همبستگی مردم عزیز در میادین انقلاب اسلامی به معنای واقعی به دنیا می‌گوییم كه ایران ، جان ماست
مجری برنامه های رادیو جوان در پایان با بیان اینكه «ایران فقط نقطه‌ای روی نقشه نیست » خطاب به جوانان ایران گفت:چشم‌هایتان را ببندید و به صدای «او» گوش كن. منظورم صدای «راوی» یا گوینده نیست؛ صدای باران در رشت، صدای چكش مسگرها در اصفهان، صدای اذان ظهر در مسجد كبود تبریز و صدای شروه‌خوانی در بوشهر.
به جوانان می‌گویم این نقشه، فقط یك خط نیست؛ رد پای نیاكان توست در تمام سالهای اقدار و ایستادگی. ایران آنجایی است كه وقتی دلت شكست، ناخودآگاه بیت «بنی‌آدم اعضای یكدیگرند» سعدی را زمزمه می‌كنی، حتی اگر شعر حفظ نباشی! ایران آن شوری است كه با شنیدن اسم «تیم ملی» در دلت می‌افتد، حتی اگر فوتبال دوست نداشته باشی. ایران، زبان مادری‌ای است كه قبل از الفبا، با لالایی در گوش‌هایت نقش بسته. اگر خواستی ایران را حس كنی، با یك مسافر غریبه در قطار همصحبت شو، آنوقت می‌فهمی این «خاك» چطور تبدیل به «جان» می‌شود.

دسترسی سریع