در بزنگاههای تاریخی، رسانهها بیش از هر زمان دیگری در معرض آزمونی جدی قرار میگیرند؛ آزمونی كه نهتنها سرعت عمل، بلكه عمق درك آنها از نیازهای واقعی جامعه را میسنجد. درچنین شرایطی،شكلگیری رادیوحماسه را میتوان نمونهای قابلتوجه از پاسخ به یك نیاز فوری وعینی دربسترجنگ رسانهای و میدانی دانست.
راهاندازی رادیوهای مناسبتی در سالهای اخیر بهعنوان یك ظرفیت نوپدید در معاونت صدای رسانهملی، نشان داده كه چابكی و انعطاف در ساختار رسانهای میتواند به خلق تجربههای موفق منجر شود. بااینحال، رادیوحماسه از این منظر
یك گام فراتر است؛ چراكه در شرایطی بحرانی و در كمتر از 24ساعت روی موج 5/101 به آنتن رسید. این سرعت، صرفا یك دستاورد فنی نیست، بلكه نشانهای از درك درست موقعیت و ارادهای جدی برای حضور در كنار مردم است.
كاركرد اصلی این رادیو را باید درسه محور كلیدی جستوجو كرد:اطلاعرسانی هدفمند، امیدآفرینی وانسجامبخشی اجتماعی. در شرایطی كه فضای روانی جامعه تحت تأثیر اخبار متناقض و بعضا مخرب قرار میگیرد، رسانهای كه بتواند روایت دقیق، بهموقع و قابلاعتماد ارائه دهد، بهطورطبیعی به مرجع تبدیل میشود. رادیوحماسه با تمركز بر تبیین رویدادها و تشریح عملكردها، تلاش كرده این خلأ را پركند.در كنار این،عنصر امیدآفرینی نقشی اساسی درحفظ پایداری اجتماعی دارد. پرداختن به توانمندیهای نیروهای مسلح، بازتاب حمایتهای مردمی و تأكید بر مفاهیمی چون توكل، وحدت و همدلی، به تقویت روحیه عمومی كمك میكند. این رویكرد، بهویژه در شرایطی كه دشمن با جنگ روانی بهدنبال تضعیف اعتماد عمومی است، اهمیتی دوچندان پیدا میكند.
یكی از نقاط قوت قابل توجه رادیوحماسه، توجه به زیست شبانه مردم در ایام بحران است. طراحی بخشهای شبانگاهی متناسب با حضور میدانی مردم و تأمین محتوای حماسی برای بازپخش در تجمعات، نشاندهنده شناخت دقیق از رفتار اجتماعی مخاطبان است. این همافزایی میان رسانه و مردم، نوعی تعامل دوطرفه ایجاد میكند كه در آن، رسانه صرفا انتقالدهنده پیام نیست، بلكه به بخشی از كنش اجتماعی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، نقش روشنگری و مقابله با روایتهای مخرب نیز از مأموریتهای مهم این رادیو بهشمار میرود. در شرایطی كه رسانههای معاند با هدف ایجاد شكاف و ترسآفرینی فعالیت میكنند، ارائه تحلیلهای مستند و بهرهگیری از كارشناسان خبره، میتواند به خنثیسازی این تلاشها كمك كند. رادیوحماسه در این حوزه نیز با تكیه بر ظرفیتهای دینی و ملی، سعی در تقویت گفتمان مقاومت و همبستگی دارد.
درمجموع، رادیوحماسه را میتوان نمونهای از رسانه در لحظه نیاز دانست؛ رسانهای كه نه در اتاقهای برنامهریزی بلندمدت، بلكه در متن یك ضرورت اجتماعی متولد شده است. تجربه این رادیو نشان میدهد هرگاه رسانه بتواند خود را با ضرباهنگ جامعه هماهنگ كند و پاسخی واقعی به نیازهای مخاطب بدهد، حتی بدون تبلیغات گسترده نیز جای خود را در میان مردم باز خواهد كرد.
درعینحال، این تجربه میتواندبهعنوان الگویی برای آینده رسانهملی مورد توجه قرارگیرد؛الگویی مبتنی برسرعت، انعطاف و مخاطبمحوری. توسعه چنین رویكردی، مستلزم تقویت زیرساختهای تولید سریع، تربیت نیروی انسانی چندمهارته و اعتماد بیشتر به ابتكارات میدانی است. اگر این مسیر بهدرستی ادامه یابد، رادیوهای مناسبتی میتوانند به یكی از مؤثرترین ابزارهای ارتباطی در شرایط خاص و بحرانی تبدیل شوند و نقشآفرینی رسانه را به سطحی راهبردی ارتقا دهند.
ابوذر ابراهیم
مدیر روابط عمومی معاونت صدا