دختران كوچك میناب با آرزوهای بزرگ برای آینده... اما موشكهای آمریكای جنایتكار و رژیم صهیونیستی دفتر زندگیشان را بست و این روایت دلخراش برای همیشه در تاریخ ایران ثبت شد. روایت دلخراش لحظات پایانی زندگی 168 دانشآموز دبستان شجره طیبه میناب هرگز از ذهن ما ایرانیان فراموش نخواهد شد و اما رادیو صدای خانوادههای این كودكان شد. شهادتی كه موجی از اندوه و تأثر را در میان خانوادهها و افكار عمومی برانگیخت.
در ساعات اولیه انتشار خبر، رادیو بهعنوان یكی از رسانههای اصلی كشور، نقش مهمی در اطلاعرسانی دقیق و آرامسازی فضای عمومی ایفا كرد. این رسانه با پخش گزارشهای میدانی، گفتگو با مسئولان محلی و بازتاب صدای خانوادههای داغدار، تلاش كرد تصویری انسانی و واقعی از ابعاد این حادثه ارائه دهد. در كنار اطلاعرسانی، برنامههای ویژه رادیویی با محوریت همدلی اجتماعی، یاد و خاطره كودكان جانباخته را گرامی داشت و به انعكاس احساسات عمومی پرداخت.
رادیو در این رویداد، بار دیگر جایگاه خود را بهعنوان رسانهای مردمی و فراگیر نشان داد؛ رسانهای كه نهتنها خبر را منتقل میكند، بلكه به روایت احساسات جمعی و تقویت پیوندهای انسانی نیز میپردازد. كارشناسان رسانه معتقدند كه در چنین شرایطی، نقش رسانههای شنیداری در كاهش التهاب اجتماعی و ایجاد درك مشترك از واقعیتها بسیار تعیینكننده است.
كودكان معصوم ...
بهزاد فراهانی، بازیگر پیشكسوت رادیو پیرامون شهادت كودكان میناب تاكید كرد: حمله به این مدرسه و كشتن بیش از 160 كودك معصوم، هیچ معنی جز تروریسم ندارد؛ اینها تنها بچههای ما نیستند و بچههای جهان هستند. چند هزار آدم توسط این تجاوزگرها عزادار شدند؟ در نهایت متاسفم و غصه میخورم برای خانوادههایی كه ارجمندیهای خانوادگیشان، با بازیهای امپریالیسم و ژئوپلیتیك دشمن به عزا مینشیند.
خندههای كوچك ...
شهرام جهانشیری، مدیر گروه فرهنگ و علوم ورزشی رادیو ورزش در این باره گفت: آنها فقط خندههای كوچكشان را داشتند، اما حالا تنها چیزی كه از آنها به یاد میماند، خونِ بیگناهی است كه بر خاك سرد میناب ریخته شد. كودكان میناب بیدفاع بودند. آنها حتی فرصت نكردند بگویند «ترسیدهایم»؛ وحشیگری چنان ناگهانی بود كه معصومیت كودكان میناب را در میانه یك رویا، به خاك و خون كشید.
صدای گریه مادران
محمدحسن ارجمندی، مدیر تامین و تولید رادیو آوا بیان كرد: صدای گریه مادرانی كه فرزندشان هرگز به خانه برنگشت، تا ابد در گوشهای تاریخ میناب طنینانداز خواهد بود؛ این فقط یك حمله نبود، این قتل معصومیت بود. ما دختران معصوم میناب را از دست دادیم، دخترانی كه دیگر خبری از رویاهایشان نیست.
زخمی كه هرگز التیام نخواهد یافت
مریم سادات آصفی، تهیهكننده رادیو گفتوگو درباره شهادت كودكان گفت: هر قطره خونی كه از بدن كودكان میناب بر زمین نشست، زخمی است كه بر پیكره انسانیت نشسته و هرگز التیام نخواهد یافت. میناب دیگر آن شهر همیشگی نیست؛ شهرِ لبخندها، تبدیل به شهرِ سكوت مرگبار شده است، سكوتی كه از شدت از دست دادن كودكان، گلو را میفشارد.
پرندههای كوچك میناب
مهدخت نعمتزاده گزارشگر رادیو اقتصاد كه مستندی درباره شهادت كودكان میناب ساخته است، اظهار كرد: برای سوگ كودكان میناب چگونه میتوان از واژهها برای توصیف این وحشت استفاده كرد؟ وقتی پرندههای كوچك میناب، پیش از آنكه بال درآرند، زیر سنگینی وحشیگری و خشونت پر كشیدند. دشمن به رویاها و به معصومترین قلبهای میناب حمله كرد و آسمان میناب سیاه شد، چون خورشیدِ كودكانش خاموش شده است.
ای كاش این خبر حقیقت نداشت
سحر جولایی، تهیهكننده رادیو گفتوگو افزود: وقتی خبر میناب را شنیدم، نخستین واكنش من این نبود كه چه اتفاقی افتاده، بلكه این بود كه ای كاش این خبر حقیقت نداشته باشد. اما وقتی واقعیت تأیید شد، مدام از خودم پرسیدم اگر جای آن مادرها و خانوادهها بودم، چه میكردم؟ همدردی یعنی همین؛ یعنی حتی برای لحظهای خودت را جای مادری بگذاری كه شب، لباس و غذای فرزندش را برای مدرسه آماده كرده و حالا باید بدون خداحافظی و بدون حتی پیكری برای خاكسپاری، داغی جانكاه را تا پایان عمر تحمل كند. این كودكان 7 تا 12 سال فقط عدد نیستند؛ هركدام انسانی بودند كه دیگر در میان ما نیستند.